تولد دو ماهگی
اراد واندیا جونم حالا دیگه شما دوماهه شدید گاهی وقتها یه لبخند کوچولو میزنید ولی هنوز هم کولیک معده دارید و به خصوص شبها خیلی بی قراری میکنید البته بیشتر اراد. برای اینکه مامان پریسا یکم بتونه استراحت کنه هرشب اراد جون میره خونه مامان پرگل وزحمتشو ایشون میکشن یادت باشه بزرگ شدی جبران کنی
دیگه اراد چون شبها پیش مامان پریسا نیست شبها شیر خشک میخوره هرچند شیر مامانی خیلی نیست ولی علی رغم اصرارهای مامان مهناز که میگه شیرخشک بده مامان پریسا اصرار داره شیرمادر که بهتر هستش بهتون بده و فقط در مواردی که اراد پیش مامانش نیست شیرخشک استفاده کنه.
عمه سمانه هم از تهران اومده و چون هر چهار تایی تون کولیک دارید خیلی جالبه وقتی چهارتایی باهم شروع به گریه میکنید. مامانی میگفت وقتی شام خونه مامان مهناز بودید سفره باز بوده ولی هیچ کس نمیتونسته بشینه غذا بخوره چون هر کی یه بچه بغلش میگردونده که اروم بشید
تولد دومین ماهگرد نفس های خاله
سیزده بدر 94
قربون اون خوابیدن قشنگتون برم خوشگلای خاله

پسرهای عمه سمانه شایان و شهاب
اینم چهارقلوهای شیطون ماشالله (اندیا,اراد,شهاب,شایان)
عشق خاله شما خیلی خوش قدم هستید این به همه ثابت شده وقتی مامان پریسا باردار شد چند اتفاق خوب افتاد که یکیش پیدا شدن ماشین بابا سجاد بود که مدت سه ماه بود دزدیده شده بود. ولی اندیا جونم به یمن دختر بودنش خیلی خوش قدمتره مامان پریسا ماههای اخر بارداریش پلاک و زنجیر طلاش رو گم کرده بود با اینکه حدس میزد خونه باشه ,هرچی خونه رو زیرورو کردیم پیدا نشد تااینکه ایام نوروز مامان پریسا با بغل کردن اندیا دوباره میره و کشوهایی که چندین بار گشته بوده رو میگرده و در کمال تعجب پیدا میکنه. اندیا جونم قربونت برم واقعا خوش قدمی
اینم چند عکس از اولین ماهگرد
البته چون خاله جون اولین ماهگردتون (6فروردین) مسافرت بود تولد ماهگردتون رو با تاخیر گرفتیم.


تولد دو ماهگی 

